انیمیشن نیمونا Nimona 2023 نمایش فراروی یک افسانه است یا تنها پازلی از کلیشهها را به رخ بینندهش میکشد؟ نیمونا هم میخواهد افسانهدوست باشد و از یکیبود یکینبودها بهره ببرد و هم افسانهها را کنار بزند؛ افسانهستیز بشود؟ آیا این دوگانگی انیمیشن پیشرویی میآفریند یا…؟
معرفی / چکیدهی داستان (بیافشا / بیاسپویل)
در شب افتخاری شوالیهها پاپوش قتل ملکه علیه بَلِستر بلدهارت (Ballister Boldheart) پایهریزی میشود. بلستر کودکی خیابانگرد بوده که همهی جوانیش را صرف یادگیری شوالیه بودن کرده است. حالا بلستر، با کمک نیمونا (Nimona)، میخواهد ریزجزئیات این پاپوش را بکشفد و شهر را از توطئه -و خطر یورش هیولا- نجات بدهد.
انیمیشن نیمونا Nimona 2023 با نمرهی ۷.۵ از ۱۰ IMDB و ۹۲ راتن (Rotten Tomatos) و۷۵ متا (Metacritic) میکوشد که افسانهی پیشرویی باشد. اما بیایید آن را موشکافی کنیم تا بفهمیم نیمونا میتواند بازگویی خلاقانهی یک افسانه باشد؟
[نمرهی خودم را در پایان هر نقد میگویم.]
[اسپویلر / هشدار همیشگی: اگر نام این اثر را در فهرست دیدنیهاتان نوشتهیید، ادامهی نقد را پس از دیدن آن بخوانید.]

افسانهدوستیها
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
شهر خوشنودی بود. شادی و صلح و صفا نامحدود.
مردمونش بیترس، اما توو تاریکیا
توی اون سیاهی مهآلود؛
چشمونِش خشمآلود دندوناش خونآلود
هیولای مطرود به کمین نشسته بود.
یهویی؛ هیولا آتیش پاشید
زیر گنبد کبود دود وُ دود وُ دود وُ دود
شهر و مردم عزیزش همگی شد نابود.
اما از خاکسترا قهرمانی خیزید
گِلورِث نامی بود از میونِ مه جَهید
روبهروی هیولا اومد فرود
گرد و خاکی برخاست هوا شد خاکآلود
کنش وُ واکنشِ شمشیر و آتیش باهم؛
قیراندود…
«دوباره من میارم شادی و صلح و صفا
شهر ما یه بار دیگه میشه شهر خشنود
زودِ زود.»
گلورث عهد نمود.

در آغازِ انیمیشن نیمونا Nimona 2023 مانند هر افسانهی دیگری کتابی را میبینیم که حکایت امپراتوری کهنی را بهتندی نشانمان میدهد. همان حکایتی که من آن را شبیه شعری کودکانه کردم. نیک برونو (Nick Bruno) و تروی کوئن (Troy Quane) کارگردانهای انیمیشن نیمونا، خلاقیت ریزی نیز به این تصویرها افزودهند و پارههای افسانهشان به شکل کاغذهای پراکنده سُر میخورد روبهروی ذهن و چشمان بیننده.
هزار سال میگذرد. مجسمهی گلورث (Gloreth) با چهرهیی خشمگین در مرکز امپراتوری میدرخشد. شب افتخاری شوالیهها (The night Knight the knights) است. گزارش تلویزیونی خبر از این میدهد که قرار نیست بلستر به راحتی افتخار نشان شوالیه را داشته باشد؛ چون از نژاد پادشاهان نیست و مردم به اَمبروشس گلدنلوین (Ambrosius Goldenloin) نوادهی اصلی گلورث دل بستهند.
دو کارگردان انیمیشن نیمونا به این ضربآهنگ راضی نیستند و قصه را تندتر هم میکنند: پارهیی از رابطهی عاشقانهی بلستر و امبروشس را نشان میدهند و سپس؛ مرگ شتابان ملکه {تنها پشتیبان بلستر}.
هیچ دور از ذهن نیست که شاید حتا میخواستند تندوتیزتر هم بشوند. و همچنین اگر اثر پیشین این دو کارگردان یعنی «جاسوسان نامحسوس Spies in Disguise 2019» را دیده باشید میدانید که نیک برونو و تروی کوئن دلباختگان سرعت و هیجانند. پس در ۵-۶ دقیقهی بعدی انیمیشن همهی اینها را گنجاندهند:
معرفی شخصیت نیمونا، نشان دادن شوریدگیش برای به خاکوخون کشیدن تمام شهر، ناسازگاری بلستر با شوریدگی نیمونا، فرار از زندان و نابودی نهاد امپراتوری!

این یک سفر درونی نیست
پس از همهی این چند ده رویداد در ۲۰ دقیقهی آغازین انیمیشن نیمونا Nimona 2023، سازندگان نخستین تفاوت افسانهی شخصیشان با افسانههای دیگر را نشان میدهند: «ما افسانه دوست داریم، اما ماجراجویی را بیشتر!»
برخلاف انیمیشن روح Soul 2020 که در نقد آن گفتیم «اثر به مثابهی سفر درونی شخصیتهای اصلیش است»، در نیمونا فیلمنامه و همهی عنصرهای دیگرش از سفر درونی میگریزند.
یک افسانه نباید راه سفر آرام و سبز شخصیت مرکزیش را در پیش بگیرد؟ شاید با منفینگری دربارهی همین پرسش بگویید نیمونا از همان ابتدا نمیخواهد افسانهی دلچسبی باشد اما اشتباه میکنید:
انیمیشن نیمونا نجواگون میگوید «من زنجیرهای یک حکایت کلیشه را میشناسم.» و با این شناخت و چند خردهگواهی دیگر میکوشد قصهیی ویژه باشد.
از دیگر خردهگواهیها میتوان به شکاف هزارسالهی حکایت کلی با قصهی اصلی اشاره کرد. دنیا مدرن شده است. تمام شهر را نمایشگرهای غولپیکر فرا گرفتهند. شوالیهها ماشینهای پرنده را جایگزین اسبسواری کردهند.
و همچنین دیوار بزرگ شهر (The Wall) مرز سیاهی میان پیوند دیرینهی انسان و طبیعت کشیده است. روی دیوار پیشرفتهترین و کُشندهترین جنگافزار را جا دادهند تا هیچ هیولایی گستاخی رد شدن از نزدیکی امپراتوری را هم نداشته باشد. گلورث نهادهای یک شهر رستاخیزی را طرحریزی کرده است. اما آیا آن بیرون واقعن هیولایی است؟
با همهی این گواهیها افسانهی انیمیشن نیمونا Nimona 2023 هیچ نباید سفر آرام و سبزی برای شخصیتهاش پیادهسازی کند. باید شورشی باشد. هر چه شورشیتر بهتر. حتا اگر مزهی برخی از این شوریدگیها به دهان مخاطبان خوش نیاید.

-What happened?
-Your head bounced on the sidewalk a few times.
-It’s all so foggy.
-Really? You thanked me, said you’d forever be in my debt and that we’d always be best friends.
-Uh…
-Totally happened. Hey, I spruced up the lair. I arranged the weapons in order of deadliness, unchildproofed the place, opened the poisons laying around and pulled some rusty nails one centimeter out of the floorboards. Overall, just made it much more evil lairy in here. Ha, Evil Larry. That’s a grat villain name. You should change your name.
-Never gonna happen.
-Whatever, Larry. And I updated your murder wall. Oops. Plus, I draw up plans for revange, torment and good old general malfeasance.
-Rhinoceros… You’re not human! You… Y…
-چی شدش؟
-سرت چندباری خورد به پیادهرو.
-درست یادم نیست.
-واقعن؟ خب تو تشکریدی و گفتی تا ابد مدیونمی. و اینکه تا همیشهی همیشه بهترین دوستای هم میمونیم.
-آا…
-قطعن همچین شد. راستیییی، مخفیگاهو مرتبیدم. سلاحها رو به ترتیب کشندگیشون چیدم، شکل بچگونهی اینجا رو تغییر دادم، همهی شیشههای سم رو باز کردم و تموم میخای زنگزده رو یهسانت از کف اتاق بیرون کشیدم. لبِکلوم؛ یه کاری کردم مخفیگاه وحشیخونهتر بشه. وحشی… ایول چه اسم خفنی. باس اسمتو عوض کنی.
-اصلن راه نداره.
-حالا هر چی، جناب وحشی. راستی دیوار آدمکشیت رو هم بهروز کردم. اوپس. بهعلاوهی نقشههایی واسه انتقام، شکنجه و شرارت پیدرپی ریختم.
-کرگدن؟ تو انسان نیستی! تو… تـ…
انیمیشن نیمونا Nimona 2023 میتواند با هزارویک روش به بینندهش بفهماند «تو باید دوستدار افسانههای سرعتی [یا حتا فستفودی] باشی.»
بنشین و رقص کوسه ببین
دربارهی تندی و درونینبودن کاوش شخصیتها گفتم؛ برخلاف نگاه اولیه همهی این رویه افسانهدوستیست. اما طنز نیمونا چطور؟ انیمیشن نیمونا Nimona 2023 به راحتی با ببیندهش صمیمی میشود و خستگی یک افسانه کلیشهی را از تنش میزداید.
اگر قرار بود دربارهی اثر و کارگردانهایی بگویم که هیچ از شوخطبعی انیمیشنی نمیدانند، عنوانی جز «بنشین لب جوی و گذر عمر ببین» نداشتم. اما نیمونا میداند شوخطبعی انیمیشنی و طنز کارتونی چطور کار میکند.
ترکیب شوخیهای زبانی و تصویری نیمونا را به «بنشین و رقص کوسه ببین» خوشنام میکند. هر گاه به فیلمنامهی انیمیشنی موفق میاندیشم چیزی جز این پرسش به ذهنم نمیآید که: «چطور میشود طوری بامزه بود که هم بزرگسالان غرق تکتک فریمهای انیمیشن بشوند و هم به کودکان خوش بگذرد؟»
نیمونا در پاسخ به این پرسش کامرواست چون کوسه دارد!

TV: Still reeling from the monster attack, the kingdom is rocked by new footage of the director making a truly shocking confession.
Director: I framed Ballister. I killed the queen.
-Hey, check it out.
-Whoa, The whole kingdom is seeing this thing.
-Well, I guess there’s only one question left.
-What’s that?
-Can a shark dance?
-Can a shark dance? Watch me.
تلویزیون: در حالی که هنوز مردم در شوک حملهی هیولا به سر میبرند، دوباره توسط ویدیویی تازه از اعتراف صادقانهی استاد بزرگ مبهوت شدهند.
استاد بزرگ: من برای بلستر پاپوش دوختم. من ملکه رو کشتم.
-هی اینجا رو داشته باش.
-وای، کل امپراتوری دارن اینو میبینن.
-خب… به گمونم فقط یه سؤال جا مونده.
-چه سؤالی؟
-یه رقص کوسهمون نشه؟
-یه رقص کوسهیی؟ بشین و تماشام کن!
واژهبازیها، شیطنت نوجوانی نیمونا و حتا شنیدن نشخوارهای ذهنی اَمبروشس همگی شوخیهای ریزودرشتی هستند که اگرچه به پیشبرد قصه و گرهگشایی ربطی ندارند، اما انیمیشن نیمونا Nimona 2023 را به کشکولی پررنگولعاب بدل میسازند.
شما دوستدار طنز پیچدرپیچ هستید یا آن را شلوغکاری میپندارید؟

از خشونت انیمیشنی نترس!
آخرین تیر دلربایی که سازندگان نیمونا میتوانند به سوی بینندگان رها کنند این است که هیچ از نمایش خشونت {دستکم ضربتی و کمخونآلود} در انیمیشنشان نمیترسند.
انیمیشن نیمونا Nimona 2023 با کشتن نیمونا پایان مییابد. او که هزارسال پیگیر انتقام بوده است حالا میخواهد به زبان دیگری بگوید هیولا نیست. پس هیولای اصلی فعلی، استاد بزرگ (Director) را میکشد و خودش هم قربانی انفجار میشود.
افزونبر آن، صحنههای درگیری بزنبهادری در سراسر ماجراجویی و همچنین، قطع شدن دست بلستر در ابتدای داستان، سویههای دیگری از نمایش بیباکانهی خشونتند.
برای بینندهی بزرگسال که چیز ویژهیی از نظر زیباییشناسی و زشتیشناسی خشونت تصویری ندارد. اما برای کودکان، بگذارید پدرومادرهاشان تصمیم بگیرند. در نهایت نیک برونو (Nick Bruno) و تروی کوئن (Troy Quane) کار خودشان را میکنند.
عکس
افسانهستیزیها
میخواهی افسانهی پیشرویی باشی؟ لطفن کلیشه نباش.
کاش میشد انیمیشنها شبیه نرمافزارها و ویدیوگیمها نسخههای تست و بتا داشته باشند. آنوقت خوب میتوانستیم فیلمنامهنویسهای انیمیشن نیمونا Nimona 2023 را پیش از انتشار نسخهی اصلی کتک بزنیم. {این هم شیوهی تازهیی میشود برای کلیشهزدایی؛ جایگزین گفتوگوی متمدنانه با سازندگان!}
نیمونا اگر میخواست افسانهی بهتر یا حتا شاهکار بشود باید هزارویک قصهی ریزودرشت و چیزهای کلیشه را دور میریخت.
چند مورد از آنها بشکافیم و بشناسیم:
فلشبکهای الکی، پیشداستانهای آبکی
فلشبک بیشتر افسانهها همیشه دختربچهییست ناشناخته از دل جنگل که روحی سرد، تنها و غمی خشکشده گوشهی لبش دارد. این دختربچه فقط یک دوست میخواهد، یک دوست. در نهایت هم با دختر یا پسری دوست میشود، اما مردم شهر سریعن میفهمند که این دختربچه عادی نیست؛ هیولاست!
انیمیشن نیمونا Nimona 2023 نیز دم به تلهی این فلشبک بیجان میدهد. گویا فیلمنامهنویسها شنیدهند که برای بیشتر ژرفیدن به دل و ذهن شخصیتها حتمن باید پیشینهی کلیشهشان را به خورد بینندهها داد.
نخواستیم عمو جان؛ هیچ گذشتهیی نشانمان نده لطفن. یا اصلن مسخرهترین و بیهویتترین گذشته را بساز. اما سراغ قصهی دختربچهی تنها نرو.
شگفتآور اینکه سازندگان به همین پاره از کلیشه راضی نمیشوند. ضربآهنگ تند انیمیشن را میکشند و شخصیت گلورث تنها با دیدن چند زبانهی آتش دشمنی دیرینهیی با نیمونا میآغازد. تمام زندگیش را صرف جنگآوری میکند و همهی نوادگانش پیرو ادامهی این دشمنی شدهند.
آیا چنین قصهیی دیگر میان سالهای ۲۰۲۰-۲۰۳۰ کار میکند و نتیجه میگیرد؟

عشقآشوب
چکیده بگویم: هیچ قرار نیست عشق میان بلستر و اَمبروشس را بستیزم، اما آن را ناکارآمد میبینم. اینکه شما بخواهید این اثر را ببینید یا نشان فرزندتان بدهید یا نه، گفتوگوی دیگریست که میشود در دیدگاهها ادامهش داد [یا حتا دربارهی آن جدال کرد].
اما سوا از چند پلان ریز عاشقانه، باید دربارهی این پرسش اندیشید که «اگر اَمبروشس اصلن در انیمیشن نبود چیزی از آن کم میشد؟» شخصیت اصلی را که نمیشود دور ریخت. اما دیگر شخصیتها چه کارکردی دارند و همچنین این تِم عاشقانه چطور در دل قصه جا خشک میکند؟
در سراسر انیمیشن میبینیم که اَمبروشس در گوشهیی از قلبش به بیگناهی بلستر میاندیشد. او را قاتل نمیداند و سپس، به کمکش میشتابد. این هویت به گزارهی «Because I love you / چون عاشقتم» گره میخورد. اما این عشق واقعن عشق است؟
چندی به این پرسش اندیشیدم و هیچ نشانهیی جز ۲-۳ مورد کوچک بیمصرف چیزی نیافتم: حمایت عاطفی اَمبروشس از بلستر در شب شوالیهها، شناسایی یکهویی بلستر در مترو با این اطلاعات از هوا آمده که «بلستر جاز دوست ندارد» و… در نهایت هم که به راحتی توسط استاد بزرگ کنار زده میشود و هیچ نقش مفیدی در پیشگیری از نقشهی شوم او ندارد.
اَمبروشس فقط هست تا بلستر پس از مرگ نیمونا تنها نماند؟ درست که گفتیم «انیمیشن نیمونا باید شورشی باشد. هر چه شورشیتر بهتر. حتا اگر مزهی برخی از این شوریدگیها به دهان مخاطبان خوش نیاید.» اما آیا این شورش عاشقانه تکهیی اشتباهی از پازل قصهی نیمونا نیست؟

اگر جزئیات خودت را بفراموشی…
این پاره از افسانهستیزی را میشود در بسیاری از فیلم و انیمیشنها، یا حتا کتابها و… دید. اگر داستان خودت را نشناسی جزئیاتش را میفراموشی و سپس، آن را به غیردوستداشتنیترین شکل ممکن تمام میکنی.
نخستین نجوای انیمیشن نیمونا Nimona 2023 را یادتان میآید؟ «من زنجیرهای یک حکایت کلیشه را میشناسم.»
بیننده این نجوا را بررسی و بازنویسی میکند. نه تنها دربارهی نیمونا، بلکه هر فیلم و انیمیشنی و در لحظهیی تصمیم میگیرد به بازنویسی شخصیش در مواجهه با اثر لبخند بزند یا بخیالد زندگیش را با دیدن آن تلف کرده است. بله، همینقدر خشن و سنگدلانه. تا به حال دیدگاههای شبکههای پخش و سایتهای دانلود فیلم را دقت کردهید؟
چند نمونهی فرضی از آنها: ۱- بهترین فیلمی بود که توو زندگیم دیدم. / ۲- آشغال محض بود. / ۳- دو-سهبار پشتسرهم دیدمش و فردا دوباره میبینمش! / ۴- حیف وقت… سریع پاکش کردم. / ۵- و…
یک قصه باید طوری خودش را سامان بدهد که در آن لحظهیی طلایی بیننده رگش را نزند و سرخی خون روی طلاییها نپاشد!
آن لحظه در انیمیشن نیمونا Nimona 2023 برای من لحظهیی بود که بلستر دست روی قلب هیولا گذاشت و گوهرهی پاک نیمونا را از زندان آن بیرون کشید.
خوشبتانه نیازی نبود من رگم را بزنم. همهی ضعفهای اثر در این لحظه بیرون پاشیدند و با اینکه انیماتورها میکوشیدند سفیدی گوهره را نشان بدهند، بازنویسی شخصیم تمامن سیاه شد.

دیگر جزئیات
این کیبورد از ضعف کلیشههای داستانی و همچنین ناکارآیی عشق فراوان نوشت. اما بیایید دیگر ضعفها را نیز فهرستوار و چکیده مرور کنیم:
۱- استاد بزرگ ذاتن خبیث است و پیرو سنت هزارساله، همهی مردم از نیمونا دست میکشند اما او همچنان پیگیر کشتن است. پرداختی در این شخصیت میبینیم که بفهمیم چرا چنین میکند یا تنها یک نمادسازی بیهوده از رهبران ستمگر است؟
۲- دست قطعشدهی بلستر که دست آهنی بیحس جایگزین آن کرده است روی قلب هیولا قرار میگیرد و نیمونا را بیرون میکشد. این یک شعار گلدرشت است که اگر روح پاکی داشته باشی حتا با دست آهنی پیروزمند قصه میشوی یا قطعشدن دست شخصیت اصلی واقعن کاربردی دیگر هم دارد؟ (چرا از آن به عنوان عنصری مهم در نبردها و گریزها و… بهره نمیبرند؟)
۳- دیگر شخصیتها مثل تاد (Thoddeus) تنها برای بامزگی و شلوغکاری بیشتر به قصه اضافه شدهند یا نقش برجستهتری ایفا میکنند که من به آن دقت نکردهم؟
۴- و…
نمره و جمعبندی
در نقدهای پیشین اشاره کردهم که در این یادداشتها روی داستان فیلموانیمیشن متمرکزم. اما کارگردانی، بازیگری (یا صداپیشگی)، طراحی هنری و… آنها را نیز نادیده نخواهم گرفت. ۵ نمره را برازندهی داستان در نظر میگیرم و ۵ نمرهی دیگر، ویژهی بخشهای فنی و هنری کارها هستند.
با این توضیح، انیمیشن نیمونا Nimona 2023 در imdb نمرهی ۷.۵ قابلقبولی دارد و لحظههای دلگشا و شادیآفرینی را رقم میزند. اما به نظر میرسد نمرهی ۷۵ متا و ۹۲ راتن آسانترین نمرههایی هستند که یک اثر با ضعفهای بنیادینش میتواند کسب کند.
نمرهی من ۶ از ۱۰ است. ۴ نمره به بخشهای فنی میدهم و در بخش داستان تنها ۲ نمره از ۵ نمرهی کامل را با توجه به ضعفهای بنیادین در کلیشهسازیها، پرداختهای ناکافی و… شایستهی نیمونا میدانم.

انیمیشن نیمونا Nimona 2023 هم میخواست افسانهدوست باشد و از یکیبود یکینبودها بهره ببرد و هم افسانهها را کنار بزند.
به گمان شما این اثر توانست افسانهی خودش را به خوبی بازگویی کند؟ در بخش دیدگاهها منتظر خواندنشان هستم.
