ویرایش یک-شبهی زندگی: ۹ مرداد مُردن و ۱۰ مرداد زاده شدن. کو پَرِ سیمرغم اسماعیل؟ کو پَرِ سیمرغم؟
ویرایش دو-شبهی زندگی: ۱۰ مرداد زاده شدن و ۱۱ مرداد تاب آوردن. اولی را سوزاندم اسماعیل، اولی را سوزاندم.
ویرایش سه-شبهی زندگی: ۱۱ مرداد تاب آوردن و ۱۲ مرداد رویا به دار آویختن. دومی را…
نه، هنوز پر دوم رو نسوزانده بودم که همهی اینها را ۸ مرداد مینویسم. برنامهی نوشتن و انتشارم را تازه کردهم: ۳-۴ روزی جلوتر از خوانندگان. که اگر نوبت به انبیا چو رسید آسمان تپید هم بهانهیی نتراشم. بنویسم و منتشر کنم و بنویسم.
اما دارم آینده را میخوانم. دارم شبهای ۹م تا ۱۲م را توی گوی سِحرانگیز چشمهام میبینم. دارم میبینم دوباره ناامید شدن و به تاریکی گریختنم را. بلی، من اینچنینم: یک روز خودانگیخته و پُرکار، وَ روزهای پس از آن مُرده مُرده مُر…
دارم آینده را میخوانم و اگر اینبار اشتباه کردم شعرکامه خواهم بود. چون همیشه مینویسم «من برگشتم!» و دوباره میگریزم به پستوی غار. چون همیشه نمینویسم «اینبار هم خواهم رید!» و دوباره نمیگریزم به پستوی غار. (شاید باید واژگون نوشت، ها؟)
بیانگیزه کار کردن. انگیزه را خط زدن. از انگیزه گریختنتنتن. نظم و برنامه را از سر گرفتن:
ویرایش یک-شبهی زندگی: ۹ مرداد کشتن و ۱۰ مرداد آفریدن.
ویرایش دو-شبهی زندگی: ۱۰ مرداد آفریدن و ۱۱ مرداد آفریدن.
ویرایش سه-شبهی زندگی: ۱۱ مرداد آفریدن و ۱۲ مرداد آفریدن.
ویرایشِ…
غمگین، که نخواهی بود تا هنگام کار کردن از نرمهی گوشت بالا بروم. غمگین، که نخواهی بود تا هنگام کار کردن از نرمهی گوشت پایین بجهم. غمگین، که نخواهی بود تا هنگام کار کردن از نرمهی گوشت بوسه بشکارم. غمگین که شش روز نخواهی بود؟ شش ماه؟ شش سال؟ (نگو که شش دهه…)
ویرایش شش روزهی زندگی: ۱۰ مرداد آغازیدن و تا ۱۶ مرداد بیعشق بودن.
ویرایش شش ماههی زندگی: ۱۰ مرداد آغازیدن و تا ۱۰ بهمن بیعشق بودن.
ویرایش شش سالهی زندگی: ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ آغازیدن و تا ۱۰ مرداد ۱۴۱۱ بیعشق بودن.
(نگو که شش دهه…)
حاشیه:
{از لحظهی حال وحشت دارم. در خیالی پرعشق و در خیالی بیعشق با او میزیم. او هست و او نیست. از لحظهی حال بیزارم. چه خوب که میشود برنامههای بیهودهی ریخت و کار کرد. چه خوب که میشود وقت هدر داد. چه خوب که انسانم.}

5 Responses
یه سوال. دوست دارم یادداشتهای تخصصی در مورد شعر بنویسم. چی پیشنهاد میکنی؟ چطور شروع کنم؟
پرسشت خیلی کلیئه نرجس عزیز.
یعنی اول باید واژهی «تخصصی» رو بشکافیم و به یه تعریف مشترک برسیم: از نظر تو «یادداشت تخصصی دربارهی شعر» دقیقن یعنی چی؟
مثلن یادداشتی که قراره روی تئوری و نقد شعر متمرکز بشه؟ یا یادداشتی که قراره شیوههای تازهی خلاقیت در شعر رو معرفی و ترویج کنه؟ یا یادداشتی که قراره ساختمان شعری شاعرهای معاصر رو به چالش بکشه یا…
دوم اینکه بعد از شفاف کردن واژهی «تخصصی» باید بریم پی منابع. هر کدوم از این نوع یادداشتها منبع و خوراک ویژهی خودشون رو دارن. تا بخونیشون و نمنمک الگوبرداری کنی و نوشتن یادداشت شعری رو بیآغازی.
یکمی با جزئیات بیشتر بهم بگو که دقیقن یادداشتهات رو قراره چه شکلی و برای چه گروهی از آدمها (مخاطبها) بنویسی تا بتونم بهتر راهنماییت کنم. ممنونم ازت✨.
ممنونم از دقتی که خرج سوال بیدقتم شد.
فکر میکنم منظورم به شیوههای تازهی خلاقیت در شعر نزدیکتره.
یادداشتی که برای اهالی شعر جذاب باشه. همینطور کمککننده.
اشکالی نداره.
باختن و دوباره ساختن و دوباره همهچیزو باختن.
خودش شاعرانه نیست؟ 😍
شاید یه جا بلخره بسازیم و خوب بسازیم و تا آخر بسازیم.
به امیدش. 🌟
بله بله. همین که خوانندههای نازنینی مثل شما دارم که میخونن و انگیزه میدن بسی خوشایند و امیدبخش ادامهی راهه. ممنونم ازتون✨.