نیست‌گاه | شعری برای شهرداری و میراث فرهنگی گمانآباد

نیست‌گاه | شعری برای شهرداری و میراث فرهنگی گمانآباد

فهرست نوشته

می‌پاشند و می‌خراشند    تو گلاویز وَندال‌هایی*

تن‌ت را می‌تراشند

جوشا؛ از پستان‌هات خون

جوشا؛ زیر لودر شهرداری، از پستان‌هات خون

جوشا؛ خواب میراث فرهنگی، زیر لودر شهرداری، از پستان‌هات خون

{جوشا؟}

 

تن‌ت را می‌شکافند

می‌شکافند

می‌شکافند

وُ یک‌آن خش‌‌ش‌ش‌ش‌ش… ۹۵ به ۸۳

[آقای صابری موج را تغییر می‌دهد.]

 

~ هآ ا ا ا ا ا ا ی ~

پرتاب می‌شوی گرداگرد شورشب‌ آزرده‌

 

-یه شعری هم داره، خیلی توی اینستاگرام پخش شده وُ…

-شِیرش چیَه؟

-…به گوش همه رسیده. می‌گه: «حیدربابا، چُخ لَرین حکایتی / دنیا یالَن دنیا»

-چوخ لارین حیکایت دی… خُــ؟ دونیا یالان دونیا.

-بله. حالا فکر کنم یه «دی» هم آخرش داره دوباره.

-دونیا یالان دونیادی.

– یعنی می‌گه «دنیا دنیای دروغه.» ها؟

-آرِی. دونیا یالان دونیادی، اوغول دُقوب دردآسالان دونیادی. یعنی پسر زاییده… دردآسالان؟ هه‌هه، حالا بیا اینو جمع‌ش کن.

-هاهاهاها. دنیای دردسالار شده‌، ها؟

-آرِی. ولی خیلی شیرای گَشَنگی داره.

-کیه اون حیدربابا؟ شاعرشه؟ چی شه؟

 

گوش‌ت، گوش‌ت، گوش‌هات

گوش‌‌هات را می‌شکافند

می‌شکافند

می‌شکافند

وُ یک‌آن خش‌‌ش‌ش‌ش‌ش… ۸۳ به ۱۰۵.۵

[آقای محمدی موج را تغییر می‌دهد.]

 

~ هآ ا ا ا ا ا ا ی ~

پرتاب می‌شوم

سفت می‌خورم روی تخته‌های رفت²

این تاکسی‌ها کِلک‌هایی‌ سوار

به خیزاب‌های خیابان

 

-چقدر می‌شه؟

-دَوونزده.

پاپریده میان حرف ما {-چه خبره آقا؟ از شاه‌عباسی تاااا…}

-با شوما نبودم خانوم. اینا دو نِفرن. نِفری شیش.

-من پول خرد ندارم عزیزم.

-بذار من می‌دم بهشون. بفرمایید.

 

~ چپ چپ ~

می‌پاشند و می‌خراشند -تو گلاویز نگا‌ه‌هایی-

سَرَت را می‌تراشند

جوشا؛ از نگاه ۲ خانم کناری‌ت

{واه واه دختره حساب کرد. پسره‌یِ…}

پسره‌ی

پسره‌ی

پسره‌ی

و دست شما درد نکند که

یک‌آن خش‌‌ش‌ش‌ش‌ش… ۱۰۵.۵ به ۹۵.۵

[سومین راننده موج را تغییر می‌دهد.]

 

موج‌ها سَیَلان

موج‌ها سیل‌آب

موج‌ها روی پستان‌های میراثی تخریبی

موج‌ها زیر حرف‌های شبانه‌ی تقریبی

موج‌ها در نگاه‌های آلوده‌ی تمثیلی وُ

تو

تاکسی‌سواری با من را دوست داری؟

 

تو

در کدام نیست‌گاه پیاده می‌شوی؟

 

تو

آخرین بار با کدام ماهی زرد شنا کرده‌یی؟

 

تو…

 

-انشالله مفصل‌تر در برنامه‌ای دیگر درباره‌ش گفت‌وگو می‌کنیم. جناب آقای مهدی کلانتری، کارشناس ابنیه‌ی تاریخی وَ میراث فرهنگی، درود بر شما، خدانگهدارتون.

خش‌‌ش‌ش‌ش‌ش {سلامت باشید. مچکرم. خدانگهدار.}

-دوستان عزیزم سپاس‌گزارم که این برنامه رو تا لحظه‌های پایانی دنبال کردید. «باغ هنر» مجالی‌ست برای طرح دیدگاه‌ها و دغدغه‌های فرهنگی. اگه مایل هستین دیدگاه‌ها و پیشنهادات خودتون رو مطرح بکنید، خواهش می‌کنم از طریق شماره تلفن ۱۶۲ محبت بکنید، وَ دیدگاه‌های خودتون رو بفرستید. یا سامانه پیام

کیِ…

 

{جوشا؟}

بنگ. تیر.

 

* وندال: تخریب‌گر شهری

* رفت (Raft): قایق، کِلک

 

فهرست نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

one × one =