کشف خط فرانک | شعر بیست‌وهفتم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی

کشف خط فرانک | شعر بیست‌وهفتم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی

فهرست نوشته

من هنوز نمی‌دانم    راز انگشت‌هات را

در کشتن فررو روشرها

و تو حواس‌پرتی

پیراهن‌ت    دور لب‌هات    گونه‌ها

پُر می‌شوند از لکه‌شکلات‌.

 

{می‌تونیم سوار اون تاب‌کوچولو‌های گوشه‌ی پارک بشیم؟}

 

یعنی تاب بخوریم روی عکس‌هامان؟

/ در شناسنامه‌ها /

یعنی تاب بخوریم روی اثر انگشت‌هامان؟

/ در پاسپورت‌ها /

مهاجرت کنیم به خون‌شکلاتِ زیر ناخن‌های تو؟

 

من هنوز نمی‌دانم    راز چشم‌هات را

در وحشی‌بودن نه‌گفتن‌ها

و تو حواس‌جمعی

روسری‌ت    دور پیشانی‌ت    گونه‌ها

پُر می‌شوند از لکه‌بوسه.

 

{می‌تونیم از روی نی‌نی‌تابامون بپریم تا اونورِ اونور دنیا؟}

 

یعنی / در بی‌هویتی‌ها /

پرواز کنیم روی رویاهامان؟

یعنی / در کم‌سفری‌ها /

پرواز کنیم روی اثر افسردگی‌هامان؟

مهاجرت کنیم به نهان‌بوسه‌هایِ زیر پلک‌های تو؟

 

مثلن برویم بیروت    کنار دریا

تو بی‌حواس چشیدن فررو روشرها شوی

و شعر بخوانم من:

شب، تاریخ دلتنگی‌ست و

تو شبِ منی…*

 

و تو حواس‌پرتی

روسری‌ت    دور پیشانی‌ت    و گونه‌ها را

من پُر می‌کنم از لکه‌بوسه‌ها.

و تو حواس‌جمعی

پیراهن‌ت    دور لب‌هات    و گونه‌ها را

من پُر می‌کنم از خواهش‌ها

برای بوسیدن‌های بیشتر و بیشتر.

 

یعنی کِی تو هم می‌بوسی من را

از سر شوق؟

یعنی کِی تو هم نمی‌گریزی و

معذب نمی‌شوی از بوسیدن‌ها؟

چند واژه بیشتر بگو

چند نگاه بیشتر

 

یعنی کی تو هم؟

و دوباره خیالی دیگر:

[می‌تونیم شبِ هم بشیم؟ تاریخ دلتنگی هم؟]

 

من را هنوز نبوسیده‌یی

و هنوز نمی‌دانم    راز انگشت‌هات را

و هنوز نمی‌دانم    راز چشم‌هات را

و باید کشف کنم    راز گوش‌هات را

 

و من حواس‌پرتم

خدای ناکرده، چین اریبی روی لاله‌ی گوش‌هات نشسته

یا چشم‌های من پیر شده‌ند در کشف خط فرانک؟

 

* سطری از محمود درویش

 

این شعر بیست‌وهفتم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی است. برای دیدن شعرهای بعدی از ناوبری زیر استفاده کنید:

فهرست نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × five =