کاستل | شعر بیست‌وهشتم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی

کاستل | شعر بیست‌وهشتم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی

فهرست نوشته

فِس‌فِس صدای گاز، فس‌فس رازی که

پنهان است در لبخندم    عصر دوشنبه‌یی، همچنان زمستان

اما این شعر را برای بهار نگه می‌دارم وُ

فس‌فس صدای گاز

روی دیوار همسایه‌ی کناری‌تان / کنتوری می‌غرد. /

 

{خب چرا اینطوری می‌کنی؟ یه کارت ۵ بذار تو زمین خودت می‌بری.}

{ببین، من فقط می‌خوام احسان هیچی امتیاز نگیره. صفر بمونه. حتا اگه خودم ببازم. هاها.}

 

احمقانه بازی می‌کنم    نه؟

شاید می‌خواهم بیرون بزنم از خانه‌ت

شاید می‌خواهم بگریزم و فس‌فس صدای گاز

ویس بگیرم برایش    به نشانی مسدود تلگرام

 

-بوق ممتد-

{در حال حاضر مشترک مورد نظر پاسخگو نیست. لطفاً بعداً تماس بگیرید. …The Number is.}

 

و فس‌فس صدای بلند نشخوارش دَمِ گوشم

روی دیوار همسایه‌ی کناری‌تان / بچه‌گربه‌یی می‌نالد. /

«چرا آخرش این‌طوری می‌شود همیشه؟»

اما این‌یکی کلیشه را هم برای بهار نگه می‌دارم و

راند آخر بازی.

 

{آقایون، این دور آخره.

هر کی ۱۵۰ بشه می‌بره.}

 

-بوق ممتد-

گِردسوز خاموش    گلخانه خاموش    گاز خاموش    گربه خاموش

روی دیوار همسایه‌ی کناری‌تان -تنها- می‌گریم

و اشک‌ها سُر می‌خورند

به امتداد شعرم زیر دست زامبی‌ها، کدو‌ها و گاهی ارواح

{من یه کارت برنداشتم بچه‌ها.}

 

فس‌فس صدای گاز

فس‌فس چه خوب که هستید بچه‌ها

چه خوب که پنهان کرده‌ید رازی را زیر لبخندم

عصر دوشنبه‌یی، همچنان زمستان و

زیر لب می‌‌گویم:

{من یه عشق برنداشتم بچه‌ها.}

 

این شعر بیست‌وهشتم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی است. برای دیدن شعرهای بعدی از ناوبری زیر استفاده کنید:

فهرست نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 + 18 =