پرستاری از یک زنبور غریبه | شعر یازدهم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی

پرستاری از یک زنبور غریبه | شعر یازدهم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی

فهرست نوشته

سرریز می‌شود سبد گَرده    از شهد تو

یک کندو حسودی در محاصره‌ی سوداهام

یعنی از کجای تنت می‌مکد شهد حنایی را

این زنبور غول‌آسای غریبه؟

-دشت است آپارتمان‌مان و زنبوری آمده است-

 

کمی پیش‌تر:

{عزیزم، تو مرغا رو تفت می‌دی؟}

 

شبیه هزاربار پیش،

پیازها که کاراملی می‌شوند

خسته‌ می‌شوی از سوگواری اجاق، می‌روی کنار پنجره.

همیشه توی کیف دستی‌ت فندک داری

اما نمی‌دانم توی شعرهای من

دود می‌کنی سیگاری را / یا نه /

 

دود می‌گزد زنبور سیگاری    از جگرگاه تو

یک دهان حسودی در محاصره‌ی لب‌هام

یعنی از کجای سینه‌ت می‌مکد دودِ حقیقت را

این زنبور سیگاری غول‌آسای غریبه؟

 

و شبیه هزاربار پیش،

حقیقت‌ها که مک‌زده می‌شوند

خسته می‌شوی از سوگواری زندگی، می‌روی کنار پنجره.

همیشه توی یادانبارگاهت رویا داری

اما نمی‌دانم توی شعرهای من

گرده می‌افشانی آرزویی را / یا نه /

مثلن آرزوی مرد دیگری جز من

یا هر جایی بیرون از این دشتآپارتمان

 

این‌بار یک دشمن؛ دشمن‌م

دوست دلفریب تو    یک زنبور

با بال‌های شکسته‌ش

می‌پرد این‌سوی توری پنجره و

فرود می‌آید روی اُپِن

 

آویخته می‌شود تمرکز    از چشم‌های تو

یک حشره حسودی در محاصره‌ی شب تنهامان

یعنی از کجای ذهنت می‌مکد بودنم را

این زنبوردشمنِ سیگاری غول‌آسای غریبه؟

 

خیال:

{یعنی دانی، تو به یه زنبور کوچولو هم حسودی می‌کنی؟}

 

یعنی دوپهلو نبینم نگاه‌هات را؟

یعنی استعاری نگیرم سکوت شب تنهامان را؟

و این پرسش فرسوده‌م:

دختری که نمی‌دانم دوستم دارد، تو همان دختری؟

 

آکنده می‌شود خانه‌ی آرام‌مان    از حسادت من

یک شعر حسودی در محاصره‌ی عشق‌مان

زنبور که جان گرفت و می‌رود

یک بوسه نمی‌دهی به من؟

 

یعنی از کجای بوسه‌ت می‌مکم دودِ حقیقت‌ت را؟

تابستان است

-دشت است آپارتمان‌مان و زنبوری رفته است-

 

نشخوارگاه‌م:

[تو هم عاشق منی؟]

 

این شعر یازدهم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی است. برای دیدن شعرهای بعدی از ناوبری زیر استفاده کنید:

فهرست نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

two × 1 =