به رخ‌م می‌خندد می‌خندد / می‌دهد خنده‌ی او ره به امید به رخ‌م می‌خندد می‌خندد / می‌دهد خنده‌ی او ره به امید
به رخ‌م می‌خندد می‌خندد / می‌دهد خنده‌ی او ره به امید به رخ‌م می‌خندد می‌خندد / می‌دهد خنده‌ی او ره به امید
به رخ‌م می‌خندد می‌خندد / می‌دهد خنده‌ی او ره به امید به رخ‌م می‌خندد می‌خندد / می‌دهد خنده‌ی او ره به امید

به رخ‌م می‌خندد می‌خندد / می‌دهد خنده‌ی او ره به امید به رخ‌م می‌خندد می‌خندد / می‌دهد خنده‌ی او ره به امید
به رخ‌م می‌خندد می‌خندد / می‌دهد خنده‌ی او ره به امید به رخ‌م می‌خندد می‌خندد / می‌دهد خنده‌ی او ره به امید

آونگون

دست‌هات، آونگون به گردن شب

می‌خواهی نجات دهی همه‌ی زرافه‌های اسیر را

از خط‌های مداد شعرم

 

این مدادْ ویژه‌ی شعر است

می‌‌نویسم با آن به فارسی

یا در فرم حرف‌های ناشناخته:

아페의 노란 손

 

و دست‌هات، آونگون به گردن شب

دست‌هات؟

دست‌های زرد تو -نیشگون‌نیشگون-

به لمس نشخوارگاه خال‌خالی‌م

 

بشکاف دیوار گوشتی تنِ زرافه‌م را

بشکان استخوان خاکستری گردنم را، فکرهام را

به امتداد شبی نا-آ-شِـ-نا:

-نُران‌ْسِگ؟

این بود واگویه‌ش؟

 

[یادم نمی‌آد. نمی‌دونم یعنی چی.]

 

بفشار و

بچلان گونه‌ی تراشیده‌ی سه‌تیغ کره‌ای‌م را

با دست‌ها    با دست‌هات    با نوک انگشت‌هات

پاک کن اشک‌هام را

 

زیر ناخن‌هات زردی مانده است

زیر ناخن‌هات شعر مانده است وُ

شعر می‌چکد

شعری که می‌شکند زنجیری فولادی را

از گلوی زرافه، از من

 

و ما به خیال‌مان

در شب پُرستاره بر فراز رُن* می‌گریزیم

سوار، رها، به جغرافیای ناکجا

به دست‌هات    آونگون به گردن کره.

 

*نام نقاشی از ونسان ون‌گوگ / Starry Night Over the Rhône

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *