ملاتونین | شعر نهم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی

ملاتونین | شعر نهم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی

فهرست نوشته

می‌شورم اضطراب لیوان را    از سرگیجه‌ی ماسالا

و تو در ‌کفِ‌ حباب خواسته‌های منی

آغشته‌یی به سفیدی‌های نَشُسته / بر ظروف آب‌نکشیده /

و جمله‌ی تو:

{حالا یه دونه… یه دونه بخور خوابت فیکس بشه.}

 

خیال

و روبه‌روم چند ده قاشق‌وُ‌چنگال کفآغُشته

می‌رقصند

نه زمان می‌شناسند و نه مکان

و این شعر بدی‌ست،

پُر از سرگیجه

جان «اسکاتی» فرگوسن* در شعرگاه من می‌دَوَد

و تهوع لیوان به لیوان، نوشیدنی ویژه‌م    ماسالا

و تهوع بشقاب به بشقاب، غذای ویژه‌مان    مرغ و سس چیلی‌تای

که می‌ماند به اضطراب گلویم.

 

/خوابیدی./

 

حرف‌هام ماند درباره‌ی ورتیگوی عشقم

و چشم‌هام

به یک پیامک جامانده:

{به ماهان بگو هفته‌ی بعد میام باها

تون فیلم ببینم. بوس.}

 

* شخصیت اصلی فیلم «Vertigo 1958 / سرگیجه» از آلفرد هیچکاک

 

این شعر نهم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی است. برای دیدن شعرهای بعدی از ناوبری زیر استفاده کنید:

فهرست نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

four + 9 =