دریا سرود گمشده‌یی می‌ریخت | شعر سوم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی

دریا سرود گمشده‌یی می‌ریخت | شعر سوم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی

فهرست نوشته

در گوش صخره‌های خزه‌بسته…

 

«تو کدوم افسانه‌یی؟ که من اون صدات کنم

عاشقونه تنتو بِمَکم، هی تو رو نگات کنم

تو کدوم افسانه‌یی، پاندورا یا اهریمن؟

واسه قصه‌ی شبم؛ من و تو؟ یا تو بی‌من؟

تو کدوم افسانه‌یی؟ تا رو پوست آسمون

از لبات بنویسمو، برسیم به کهکشون

کهکشون من و تو، کهکشون عشق ما

کهکشون پریشون قصه‌‌ها

تو کدوم افسانه‌یی، عزیز من؟»

 

مچاله می‌کنم ترانه‌م را، می‌شکنم جعبه را

شاعر به وعده‌گاه نمی‌آید

و این آخرین تلاشم است    برای شعری مثلن با وزن

و جعبه‌ی ما    می‌ماند همیشه پنهان

پاندورای ما

که در امید عشق توست، امروز

و نه شاید فردا.

 

این شعر سوم دفتر شعر کشتن درخت سرمه‌یی است. برای دیدن شعرهای بعدی از ناوبری زیر استفاده کنید:

فهرست نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

two − one =